
مداحی
((مداحي)) از نظر لغوي معادل فارسي ستايشگري است. این واژه در لغت به معنای تعریف و تمجید کردن از کسی است و در اصطلاح تعریف از امامان معصوم شیعه. این تعریف باید به بهترین صورت ممکن انجام گیرد چرا که آنان از هرگونه معصیت و گناه به دور بوده و از بندگان خاص و مقرب در گاه خداوند بوده اند. اين واژه، حامل باري مثبت است هم از آن رو كه به معني توصيف و ذكر خوبي هاي يك چيز است و هم به اين دليل كه با نيتي خالص و بدون چشمداشت مادي، انجام مي شود و از اين رو با چاپلوسي و تملق گويي، فرق مي كند و به معناي خواندن اشعار مذهبي در وصف خصال نيك بزرگان و قديسان ديني و يا ذكر رنج و مصيبت هاي وارد بر آنها است كه در مذهب شيعه، شامل چهارده معصوم و برخي ديگر از نزديكان آنها ست.
مداح: روضهخوانی که ایستاده در پیش منبر به شعر،مدایح اهل بیت و مصائب آنان را خواند،آنکه ایستاده در کنار منبر در مجالس روضه خوانی،یا روان در کوی و بازار، اشعار مدایحاهل بیت را به آواز بخواند ((لغت نامه دهخدا))
مداح : مدح کننده، ستایش کننده، ستایشگر، کسی که بسیار مدح کند.((فرهنگ عمید))
مداحی به مثابه رسانه
مداحی از دیر زمان، کارکرد رسانه ای را برای شیعیان ایفا نموده است تا به وسیله آن نام و یاد امامان شیعه و ظلم و ستمی که از جانب دستگاه بنی امیه و بنی عباس بر آنان رفته را زنده نگاه داشته شود و علی الخصوص واقعه ای چون واقعه کربلا که به واقع توسط این رسانه محفوظ ماند. امام خمینی در جمله ای معروف این مساله را اینگونه بیان کرده اند که : ((محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است)). محرم و صفر در اینجا اشاره به مراسم های عزاداری شیعیان دارد که در این دو ماه در عزای واقعه کربلا به اوج خود می رسند.
مداحی به مثابه مناسک اجتماعی
اما کارکرد رسانه ای مداحی تا زمانی پابرجاست که رسانه های نوین هنوز فراگیر نشده اند. با گسترش رسانه های نوین، دیگر رسالت رسانه ای مداحی کمرنگ تر می شود اما مداحی و جلسات مذهبی، سنتی را رقم زده است و با دین و اعتقادات دینی پیوند خورده است. در دروان متاخر، مداحی دیگر یک رسانه نیست بلکه مناسکی جمعی است که به واسطه آن شیعیان به گرد هم می آیند. مناسکی که همبستگی را تقویت می کند و احساسات را بر می انگیزاند. البته کارکرد مناسکی یافتن بدین معنا نیست که دیگر مداحی کارکرد رسانه ای خود را، کاملآ از دست می دهد بلکه بدین معناست که دیگر کارکرد رسانه ای مرکزیت ندارد. جلسات مذهبی همواره محل مناسبی برای شکل گیری فعالیت های سیاسی نیز بوده است. به طور مثال در انقلاب اسلامی شاهدیم که برگزاری مراسم های عزاداری در شهرهای مختلف کشور چه شور و هیجانی در کنش های انقلابی افراد ایجاد کرده است. مطهری، در کتاب حماسه حسینی ضمن بر شمردن انحرافات در عزاداری ها به کارکرد مناسکی آن اشاره می کند. وی معتقد است که مداحی و روضه خوانی، چاشنی دین است و به واسطه آن، دین وجهی عاطفی می یابد و از صورت خشک و بی روح خارج می شود. آیت الله خامنه ای نیز اشاره کرده اند که : (( مداحان و گویندگان فضایل اهل بیت بهترین کسانی اند که می توانند حلقه عمل را به حلقه محبت وصل کنند و یک زنجیر واقعی در ارتباط ما با آنان به وجود آورند)) . در این دو رویکرد بر نقش محبت زایی مداحی تاکید می شود. مناسک های دینی عرصه بازتولید این احساسات و عرصه برقراری پیوندهای اجتماعی هستند.
هیات مذهبی به دو دلیل، در جامعه پذیری دینی موفق بوده اند;
اول اینکه از در احساس و قلب وارد شده اند. مخاطبی که احساساتش بر انگیخته باشد مانند آهن داغی است که آمادگی پذیرش هر شکلی را به خود می گیرد
و دوم : اینکه هیات مذهبی حتی در صورت وابستگی خود به نظام حاکم همواره فاصله خود را هرچند اندک با شیوه های رسمی تبلیغ مذهبی حفظ کرده اند. شیوه های رسمی تبلیغ دینی نه تنها از آن وجه که بر آهن سرد می کوبند بلکه آز آن رو که با موضع گیری و بدبینی مواجه اند همواره در تبلیغات مذهبی نا موفق بوده اند.
هیئت های مذهبی به واسطه مداحی های شورانگیز، نقش عمده ای در جذب جوانان به مذهب ایفا می کنند. اوج این شور و هیجان آفرینی را باید در زمان جنگ هشت ساله ایران و عراق دانست که مداحی های حماسی با صدای حاج صادق آهنگران نمونه بارز آن محسوب می شود. عمده اشعار مداحی این دوران، اشعاری با مضامین آمادگی و ایستادگی و نبرد با دشمن است. (ای لشگر صاحب زمان! آماده باش آماده باش/ بهر نبردی بی امان آماده باش آماده باش)
منتقدین سینمایی بر این امر متفق القول اند که واقعه جنگ، پس از انقلاب سینمایی را به وجود آورد که نقطه عطفی در سینمای ایران محسوب می شود. به واقع ساخت فیلم های جنگی ژانر سینمای جنگ را شکل داد که به نوبه خود این اتفاق سینمای ایران را دستخوش تغییرات فراوانی کرد. همین اتفاق را در مقوله مداحی نیز می توان ردگیری نمود.
رشد و گسترش مداحی و پیدایش تغییر و تحولات در مداحی های بعد از انقلاب مرهون جنگ است. بسیاری از مداحان معروف امروز ایران، مداحان جوانی بوده اند که در زمان جنگ حضور داشته اند و نکته جالب اینکه همین مداحان پس از جنگ نقش زیادی در حفظ نام و یاد جنگ و فداکاری رزمندگان ایفا کرده اند و از مداحی در مجالس عزاداری به عنوان رسانه ای برای انتقال فرهنگ جبهه به نسل جوان استفاده کرده اند. (کجایید ای شهیدان خدایی / بلاجویان دشت کربلایی). اما همان طور که اشاره شد همواره کارکرد رسانه ای کم کم جای خود را به کارکرد مناسکی می دهد. مناسک هایی که ضمن برانگیختن احساسات، پاتوق هایی را برای جوانان ایجاد می کنند تا از آنها به عنوان عرصه هایی عمومی بهره برند.
اما من به عنوان کسی که شرکت در این مجالس برایم تجربه ای زیسته محسوب می شود و از اوایل دهه هفتاد در این محافل حضور داشته ام بر این باورم که کارکرد این محافل به همینجا ختم نمی شود.
مداحی به مثابه کارناوال
در جامعه پسا انقلابی ایران که ساختارهای پیشا انقلابی را فروشکسته است و دیگر از کاباره ها و دیسکوها و میخانه ها و کنسرت های خیابانی خبری نیست، به نوعی باید فضاها و عرصه هایی جدید در قابل مراسم ها و مناسک های عمومی و کارناوالی تعریف شود.
تئاترها و کنسرت ها، غالبآ به ارائه آثاری فاخر و روشنفکرانه می پردازند و سینماها نیز مجالی برای بروز کارناوال های شادی ایجاد نمی کنند.
شاید بتوان این فضای کارناوالی را در ایران پسا انقلابی در مراسم چهارشنبه سوری لمس کرد که فقط سالی یک بار بر گزار می گردد و سال به سال نیز بر شدت هیجان آن افزوده می شود و البته عامه جوانان، چند هفته قبل از فرا رسیدن چهارشنبه سوری با ترقه و نارنجک به استقبال آن می روند.
استادیوم ها و ورزشگاه ها نیز به همین منوال مکان دیگری است برای جذب عامه و بستری برای رفتارهای کارناوالی. استادیوم ها فضایی را در اختیار عامه گذاشته اند که در آن به شکلی جمعی، آواز بخوانند، شعار دهند، بوق بزنند، فریاد بزنند و دسته جمعی شعارهای رکیک بدهند و بازی کنان را هو کنند.
به نظر می رسد همین رفتار در هیات مذهبی امروزه نیز تکرار می شود. البته با رعایت حرمت های شرعی. نکته ای که در این میان می تواند جالب باشد اشتراک ترانه ها و سبک هایی است که میان آهنگ های استادیومی و هیاتی وجود دارد. بسیاری از شعارهای آهنگینی که امروزه در استادیوم ها خوانده می شود از سبک های معروف مداحی اخذ می شود. ( وای وای وای ای استقلال حمله حمله حمله ). شعار فوق در استادیوم ها با آهنگ فیلم بوی پیراهن یوسف خوانده می شود که اولین بار در هیئات مذهبی مورد استفاده قرار گرفت (وای وای وای جانم حسین، حسین حسین حسین). پیوند میان موسیقی متن یک فیلم و سروده های مداحی و شعارهای استادیومی می تواند پیوندی معنا دار باشد. در استادیوم همان سرود با همان لحنی خوانده می شود که در هیات خوانده شده است با این تفاوت که در استادیوم، نام ((استقلال)) جایگزین نام ((حسین)) می شود. این اتفاق را در بدترین حالت می توان اینگونه تفسیر کرد که برای مخاطب فرقی ماهوی میان یک تیم فوتبال و نام یکی از ائمه ندارد و مهم برپایی کارناوال و سرود دسته جمعی است. در حالتی بهتر می توان عرصه ای مانند مسابقه فوتبال در استادیوم ها را عرصه ای دانست که امروزه به قدری شورانگیز جلوه می کند که می تواند صورتی مقدس و احساسات بر انگیز به خود بگیرد. استفاده از شعر و آهنگ مداحی در استادیوم پیوندی است که شور و هیجان مذهبی را در استادیوم تداعی می کند.
استادیوم ها و هیات مذهبی در حال حاضر دو مکان اصلی برای بروز رفتارهای کارناوالی و هیجانی عامه مردم هستند. از این رو عجیب نیست که می بینیم هیات مذهبی و سبک های مداحی هرچه بیشتر روالی به سمت عامه پسند تر شدن طی کرده اند.
جذب جمعیت جوان در هیات مذهبی امروزه در اولویت مداحان قرار دارد. برای تحلیل وضعیت فعلی مداحی در جامعه باید این روند عامه پسند شدن را مدنظر قرار داد. مثال دیگری که شاید بتواند شاهدی بر این مدعا باشد برگزاری جشن های نیمه شعبان در کوچه ها و خیابان های شهر است. مراسمی که طی آن اهالی محل کوچه و محل را آذین بندی می کنند و با ترانه های عامیانه به رقص و پایکوبی می پردازند. اینگونه جشن ها نیز کاملآ رفتارهایی کارناوالی را نشان می دهند که البته در پوششی مذهبی صورت می گیرند.
آغاز این فرایند را می توان از سالهای ابتدایی دهه هفتاد مشاهده کرد. سال های پس از جنگ که جامعه به شدت تحت تاثیر تبعات جنگ است و ارزش های انقلاب و جنگ به شدت تبلیغ می شود و هنوز موسیقی پاپ ممنوع است. هیات مذهبی در قلمرو مذهبیون است و هنوز مبدل به مکانی برای جذب عامه نشده است.
در این سال هاست که کم کم شاهد ظهور سبک های جدید مداحی هستیم. مداحان معروف با زبانی عامیانه سخن می گویند و با لحن لوتی گری خود را ((خوننده)) می نامند. مداحانی که سبک های جدیدتر و ضرب اهنگ های تند تری تولید کنند مشتری بیشتری پیدا می کنند.
بازار مداحان در سال های پایانی دهه هفتاد به قدری داغ می شود که عکس ها و نوارها و سی دی های آنها خود شغل جدیدی را با عنوان عرضه محصولات مذهبی ایجاد می کند. هم اکنون در خیابان کارگر تهران، پاساژی وجود دارد به نام پاساژ مهستان که بورس ارائه سی دی های مداحی و پوستر های مذهبی و پلاک و چفیه و عطر و تسبیح است.
مداحی، برای بسیاری از جوانان، مبدل به ارزش می شود و جوانان بسیاری به دنبال میکروفون و هیاتی می گردند تا در آن مداحی کنند.
کلاس های مداحی شکل می گیرد و در آنها آخرین سبک ها و اشعار به مداحان جوان اموخته می شود.
عناصر نشانه ای در مداحی های عامه پسند (کارناوالی)
در طول تمام مراسم، مداح کارگردانی محفل را بر عهده دارد. فضای مجلس به واقع مانند کنسرتی است که در آن همه چشم ها به یک مداح است. مداحی که باید به تنهایی و فقط با استفاده از یک میکروفون جماعتی را به شور و هیجان بیندازد. به دستور مداح، فضای مجلس را تاریک می کنند. این کار علاوه بر اینکه فضای رازآلود تری به محفل می دهد، فضا را برای انجام حرکات کارناوالی فراهم می کند. مخاطبین مداح می توانند برهنه شوند و بالا و پایین بپرند و بر سر و سینه خود بکوبند. با صدای بلند فریاد بزنند و گریه کنند. در این فضای تاریک فقط مداح دیده می شود که چراغ کم نوری در اطرافش روشن است. همه اینها نمایشی را ترتیب می دهد که قرار است مخاطب را به شدت در گیر کند درست همان طور که مخاطب به تلویزیون و یا پرده سینما خیره می شود با این تفاوت که مخاطب در اینجا حضوری فعال تر دارد. سینما از نظر جذب مخاطب از جهاتی قوی تر عمل می کند اول اینکه مخاطب در سینما در سکوت و توجه مطلق به سر می برد. پرده بزرگ و فضای تاریک سینما مسلمآ مخاطب را بیشتر درگیر خود می کند اما فضای یک هیات مذهبی شاید از فضای سینما نیز جذاب تر و خیره کننده تر عمل کند. زیرا علاوه بر اینکه فضا، تاریک و مخاطب تحت سیطره صدا های بلندی است که از بلندگوها او را در بر گرفته اند بلکه مخاطب در اینجا از خود واکنش نشان می دهد. مخاطب در اینجا اشعاری را که مداح می خواند تکرار می کند، گریه می کند، می خندد، دست می زند و یا بر سینه می زند و از آن فراتر احساسی مقدس و معنوی را تجربه می کند. ویژگی های عمده مداحی در سال های اخیر را می توان سادگی، انعطاف پذیری، نوآوری، ساختارشکنی و جوان پسند بودن آن دانست. محتوای اشعار از مضامین محاوره ای رایج در میان عامه مردم تشکیل می شود. مضامینی چون خصائل پهلوانی و لوتی منشانه، دم غنیمت شمری و عقل گریزی و ستایش جنون. ترانه های عاشقانه و حتی استفاده از مضامینی چون ستایش چشم و ابرو و دست و بازو.
نتیجه گیری
به این ترتیب می توان تغییرات مداحی را بر اساس کارکردهای آن تحلیل کرد. این کارکردها را می توان در سه دسته جای داد :
الف – کارکرد رسانه ای، ب – کارکرد مناسکی، ج – کارکرد کارناوالی
همان طور که اشاره شد این سه کارکرد همواره در کنار هم حضور دارند و هیچکدام از این کارکردها هرگز حذف نشده اند. بلکه به مقتضای تغییر و تحولات اجتماعی برخی کم رنگ تر و بر خی پر رنگ تر بوده اند. در دوران قدیم کارکرد رسانه ای بارزتر است در دوران جنگ و انقلاب کارکرد مناسکی در جهت همبستگی و انسجام و شورانگیزی نمایان تر می شود.
(( مساله، مساله گریه نیست. نه سید الشهدا نیازی به این گریه ها دارد و نه از این گریه، فی نفسه کاری بر می آید. مساله سیاسی است. ائمه ما می خواستند که این ملت ها را با هم بسیج کنند، یکپارچه کنند تا آسیب پذیر نباشند)) (سخنرانی امام خمینی در جمع وعاظ و خطبای مذهبی 14/8/59 در بیان فوق، کلمات بسیج و یکپارچه کاملآ بر وجه مناسکی و انسجام بخشی دلالت دارد.
در دوران متاخر، وجه کارناوالی و شاید بتوان گفت وجه فراغتی مداحی نمایان می شود. در چنین وضعیتی است که مداحی، از آن وضعیت فاخری که به طور مثال در اشعار مداحان عرب صدر اسلام و یا اشعار محتشم کاشانی داشت فاصله می گیرد ( باز این چه شورش است که در خلق عالم است) و به سمت عامه پسند تر شدن می رود.
در نتيجه ي تحولات جامعه ي مدرن، سبك زندگي نويني در شهرهاي بزرگ و صنعتي، خصوصا در بين جوانان به وجود آمد كه با مدل زندگي سنتي و نخبه سالارانه مدرن، در فرم و ماهيت اساسا تفاوت داشت. اين سبك زندگي، خود بسترساز پيدايش فرهنگ متفاوتي شد كه نه به طبقات برتر، بلكه به توده هاي مردم تعلق داشت و در تناسب با سلايق و ذايقه ي آنان، و پاسخگوي انتظارات و دغدغه هاشان بود. فرهنگي بي اعتنا به استانداردها و شاخصه هاي برتري بخش و فاخري كه در جامعه ، براي فرهنگ برتر در نظر گرفته مي شد. این عامه پسند شدن، البته قابلیتی است که همواره درون سنت مداحی وجود داشته است چرا که مخاطب اصلی مداحان، عامه مردم بوده اند و مداحی چه در شکل رسانه ای و چه در شکل مناسکی و کارناوالی همواره وسیله ای بوده است برای برانگیختن افکار و احساسات عمومی. از این روست که مداحی دائمآ خود را با ذائقه مخاطب عامه سازگار کرده است و از تغییرات استقبال کرده است. گسترش موسیقی پاپ در جامعه در سال های اخیر، دریچه ای را برای مداحی باز کرد که توسط آن امکان ارتباط تسهیل شده تری با عامه مردم برقرار گشت و مداحان محتواها و مضامین خود را در این قالب عرضه کردند تا مشتری بیشتری جذب کنند. اينكه ديگر، مداحان براي مرثيه سرايي کمتر از دستگاه های موسیقی سنتی و مثلآ گوشه دشتي كه از آن حزن و ماتم مي ريزد استفاده مي كنند گوياي فهم آن ها از شرايط هست. امروزه مداحان ديگر تنها به فكر حزن آفريدن براي مخاطب نيستند و نمي خواهند صرفآ آن تأملي را كه مثلا سبک دشتي ايجاد مي كرد به وجود بياورند بلكه به دنبال فوران شور مذهبي ، همراه با فرياد وشيون در عزاداري و كف زدن و هورا كشيدن به شیوه های کارناوالی در اعياد مذهبي هستند. مداحان و شورآفرینان مذهبی نسبت به علمای مذهبی سازگاری بیشتری با شرایط جدید از خود نشان داده اند. این سازگاری تا حدی است که موسیقی فیلم های سینمایی از جمله (فیلم میم مثل مادر) دستمایه ای می شود برای سبک های مداحی و حتی از اشعار ترانه های این فیلم نیز به صورتی مستقیم در مداحی ها استفاده نمی شود. همین طور موسیقی و شعر متن سریال پهلوانان نمی میرند و بسیاری دیگر از فیلم ها و سریال ها و ترانه های داخلی در این مداحی ها به کار گرفته می شوند و البته استفاده از این موسیقی ها و مضامین به کالاهای هنری عامه پسند داخلی محدود نمی شود و ترانه های موسوم به ((اون ور آبی)) یا ((لوس آنجلسی)) نیز در مداحی ها نفوذ می کند. پیش افتادن مداحان از سخنرانان در پذیرش تغییرات و جلب مخاطب عامه را می توان در مخالفت هایی که در سال های اخیر توسط برخی روحانیون با روند تغییرات مداحی صورت گرفته است، بیشتر لمس کرد.
ساختار جلسات مذهبی همواره بر دو پایه استوار بوده است. سخنرانی و مداحی. سخنرانی، که غالبآ توسط عالمان دینی و روحانیون انجام شده است و مداحی که توسط مداحان و خواننده های اشعار مذهبی اجرا می شود. در پلاکاردها و اعلامیه ها و تبلیغات تلویزیونی همواره ابتدا نام سخنران بیان می شود و سپس نام مداح و اسم سخنران ها غالبآ بزرگتر از نام مداحان نوشته می شود. این الگو البته ساختاری همواره ثابت نبوده است بلکه همواره در سیلان بوده است. دوگانه (سخنران/مداح) همواره دوگانه ای متعارض نبوده و غالبآ دوگانه ای مکمل بوده است و هیچکدام سعی در به حاشیه کشاندن دیگری نداشته اند. هنگامی توازن این دوگانه به هم می خورد که نقش یکی از آنها در جلب مخاطب عمده تر شود. زیرا همان طور که بیان شد تحولات اجتماعی سبب شده است که مخاطب (مصرف کننده) از حاشیه به مرکز رانده شود و این مخاطبان و عامه مردم هستند که نقشی تعیین کننده می یابند و همان طور که ذکر رفت مداحان از آن رو که نزدیکی بیشتری با عامه مردم داشته اند سازگاری بیشتری با تمایلات مخاطب از خود نشان داده اند. اینجاست که ساختار شکنی عمده ای اتفاق می افتد و روحانیون و سخنرانان سنتی تر را در مقابل مداحان ساختارشکن قرار می دهد و مباحثی چون انحرافات عزاداری و آسیب های مداحی مطرح می شود.
لازم به ذکر است که این گونه مباحث، به هیچ وجه مباحث جدیدی نیست و همواره انتقادهایی درون دینی از شیوه های عزاداری مطرح شده است. چنانکه شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی انتقادهایی را نسبت به شیوه های عزاداری مطرح می کند که غالبآ به دوران مداحی های رسانه ای و مناسکی مرتبط است. اما اینکه اینگونه مباحث امروز دامنه بیشتری یافته است به این دلیل است که مداحی نیز در صورت کارناوالی و عامه پسند شدن خود، گسترش و نفوذ بیشتری یافته است. شاید از منظر درون دینی نقدهایی که بر شیوه های مداحی وارد می شود به جا باشد اما از منظری جامعه شناختی جریان مداحی های عامه پسند جریانی انحرافی محسوب نمی شود و جریانی طبیعی است که برخاسته از اقتضائات اجتماعی است.
این مقاله در سایت آفتاب
مطالعات فرهنگی می تواند به مردم برای به دست گرفتن حق حاکمیت بر فرهنگ خود و توانمند شدن در پیکار برای فرهنگ های بدیل و دگرگونی های سیاسی نیرو دهد. مطالعات فرهنگی یک مد زود گذر دانشگاهی نیست بلکه می تواند بخشی از پیکار برای جامعه ای بهتر و زندگی بهتر باشد. داگلاس کلنر
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ